تبليغاتX
زیتون - تولد

زیتون

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند / آنچه استاد ازل گفت بگو، می گویم

از یک بلیط شروع شد از یک فیلم، فیلمی که جرعه جرعه نوشیدمش، درباره الی.

بعد از فیلم که همچنان گیج قدرت کارگردانی ، بازیگری و تمام اجزای آن بودم شروع به سرچ کردن نام تمام عوامل فیلم شدم تا به نام یکی از بازیگرانش رسیدم، ترانه علی دوستی. و اولین لینک مربوط به او در  گوگل، وبلاگ spotlight  بود -وبلاگ شخصی خانم علی دوستی- .

آنجا بود که فهمیدم نوشته های شخصی را تا با دیگران به اشتراک نگذارید نه عیب آنها را می فهمید و نه از آنها لذت می برید.

آنجا بود که فهمیدم اگر جرئت به اشتراک گذاشتنشان را نداشته باشید هیچوقت یک نویسنده نمی شوید.

آنجا بود که توکا نیستانی را شناختم و با وبلاگش sainttouka آشنا شدم. و در همین وبلاگ و از آقای نیستانی بود که آموختم چگونه لفظ آمیانه یا طنز را وارد متنی شاعرانه یا داستانی کوتاه کنم.

از آنها همین چیز، ناچیز شدم و از آنها بود که نوشتن حرفه ای تر را آموختم و به دنیای بزرگ وبلاگ نویسان پیوستم.

شاید هیچکدامشان من را نشناسند شاید حالا توکا در تورنتو آن عکس یادگاری که با هم در گالری اش انداخته ایم را به یاد نیاورد و یا خانم علی دوستی بعد از اینکه یکسال تمام وبلاگش را آپدیت نکرد من و تمام نظراتم  را فراموش کرده باشند. اما من همیشه آن دو را درگوشه ی ذهنم به عنوان اولین اساتید واقعیم نگه می دارم. در گوشه ی ذهنم نگه می دارم زیرا آنها بودند که باعث تولد این وبلاگ شدند.

امروز درست روزسال گرد همین کودک است. همین .وبلاگی که با جون و دل ساختمش و با آموزش آن دو وبلاگ و نویسندگانشان بزرگش کردم. امروز تولد وبلاگی است که باعث دوستی من با شما شد.

امروز شمع اش را فوت کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 0:13  توسط محمد امین صدیق  |